دلنوشته های من

...هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...

فقط فهميدم:

 

 وقتی میگویم :دیگر به سراغم نیا فکر نکن که فراموشت کرده ام

یا دیگر ذوستت ندارم ! نه من فقط فهمیده ام وقتی دلت با من نیست

نبودنت مشکلی را حل نمیکند

تنها دلتنگ ترم میکند...!

رومن گاری

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 23:39  توسط بت بت   | 

دست هایت دور است و دردهایم نزدیک....!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 22:37  توسط بت بت   | 

دلتنگم ....مثل مادر بی سوادی که دلش هوای بچه اش را کرده ولی بلد نیست شماره اش را بگیرد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 22:30  توسط بت بت   | 

قند خون مادر بالاست اما دلش همیشه شور میزند برای ما ...

دستانش را نوازش می کنم داستانی دارد دستانش...

حرف ها دارد چشم هایش گویی زیرنویس فارسی دارد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 22:27  توسط بت بت   | 

تو چه میدانی ؟!... تو چه میدانی از شبهایی که دنیا دور سرم می چرخید اما من با تمام قدرت به دور تو می چرخیدم !؟ تو چه میدانی از روزهای ی که بغض های دنیا برای من میترکید و من بی توجه با همه وجود برای تو می خندیدم ....وتو چه می فهمی که من بارها و بارها آتش گرفته ام ...سوخته ام ...خاکستر شده ام ....اما هنوز تمام نشده ام ...!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 22:16  توسط بت بت   | 

اسبها درشکه ها را کشیده اند ولی انعام را درشکه چی گرفت!

به چشمان اسب چشم بند زده و بر دهانش پوزبند تا نبیند و حرف نزند،

چه آشناست زندگی درشکه چی و اسبهایش....!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 17:27  توسط بت بت   | 

روزهاے برفــے طولانــے ترنـב ،
برای ڪـودڪـے ڪـﮧ از سوراخ ڪـفشش...به زمستاטּ می نگرב !

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 17:26  توسط بت بت   | 

با تو بودن را تصویر کردم … بی تو بودن را ، تجربه !
این بود سهم من از رویا تا واقعیت …

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 17:24  توسط بت بت   | 

اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می شود تا پالتو پوست بخری، خودت را گرم کنی و به اسکی بروی

اگر فقیر باشی، برعکس، سرما بدبختی می شود و آن وقت یاد می گیری که حتی از زیبایی یک منظره زیر برف متنفر باشی.

کودک من! تساوی تنها در آن جایی که تو هستی وجود دارد، مثل آزادی. ما تنها توی رَحِم برابر هستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 17:22  توسط بت بت   | 

- مشکل دنیا این است که احمق ها به خود یقین دارند

در حالیکه دانایان سرشار از شک و تردیدند

۲ - کسی که معنای سکوت شما را نفهمد احتمال دارد سخنانتان را نیز نفهمد.

۳ - گفت حالت را نمیپرسم چون میدانم خوبی...

عکس هایت همه با لبخندند!!.....

کاش میفهمید عکاس که میگوید سیب...


من یاد حماقت آدم و حوا می افتم...

۴ - اختلاف یعنی...

دختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خورد

مردی خورشید را می خرد تا سیگارش را روشن کند


اختلاف یعنی...
مردی برای اجاره خانه  کلیه اش را می فروشد

زنی برای زیبایی  کلیه بدنش را عمل می کند


  رروزگار عجیبیست
یکی پول هایش را پارو می کند
  دیگری اشک هایش را....

هی فلانی ...

قهوه ات را که سر کشیدی سر چهار راه بیا

اینجا کودکانی هستند که مدت هاست تقدیرشان را فروخته اند....

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 17:18  توسط بت بت   | 

مطالب قدیمی‌تر