تبليغاتX
دلنوشته های من
...هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
 باز هم  تشکر از همه ی عزیزانی که در بودن و نبودن من به یادم هستند....

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 17:22  توسط بت بت   | 

این روزها هیچ کس گرسنه نمی ماند همه روزی چند بار گول می خورند!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 17:0  توسط بت بت   | 

صبر دروغ بزرگیست!

سالها با غوره ها کلنجار میروم حلوا نمیشوند....!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 16:58  توسط بت بت   | 

تنها جایی که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود

گویی تنها کسی که نامحرم بود خدا بود!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 16:56  توسط بت بت   | 

همیشه چاره رابطه نیست

گاهی باید به فاصله فرصت داد....

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 16:55  توسط بت بت   | 

بعضی کارای دنیا هنوزم مردونه ست .... مثل نامردی!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 16:54  توسط بت بت   | 

وقتی حواست نیست مهربانی 

وقتی حواست هست مهربانترینی

حالا حواست هست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 23:41  توسط بت بت   | 

همه چی از اون جا شروع شد که خودش رفت ...اما...یادش نرفت! 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 23:38  توسط بت بت   | 

همه ی خاطرات با هم بودنمان در کوله پشتی سفرت جا شده است که میروی؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 23:36  توسط بت بت   | 

با هم که هستیم چقدر دنیای ""من"" زیباتر میشود!
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 23:34  توسط بت بت   |